زندگینامه تامی هیلفگر؛ موسس شرکت لباس تامی
زندگینامه تامی هیلفگر؛ موسس شرکت لباس تامی
هنر طراحی لباس برای گروههای مختلف اجتماعی و همچنین برای سنین متفاوت از جمله مشاغلی است که امروزه از رونق بسیار خوبی بهرهمند شده است. لباسهایی که هر روزه با رنگ و طرح جدید به بازار میآیند همگی زائیده فکر و هنر کسانی است که در پشت مارکهای مختلف پوشاک مشغول فعالیت و برنامه ریزی هستند. در دنیای امروز این مساله به حدی قوت یافته است که گاها از طراحان لباس به دلیل نفوذ بسیار بالایی که در اقشار مختلف جامعه کسب کردهاند در مقاصد مختلف اقتصادی و حتی سیاسی استفاده میشود. اگر چه مصرف کنندگان تنها در فروشگاههای پوشاک اقدام به خرید لباس خود مینمایند اما در حقیقت آنها فکر پشت پرده آن لباس و یا آن طرح را خریداری میکنند و به همین سبب همیشه به طور ناخواسته در پشت سر این طراحان حرکت و به سوی اهداف آنها پیش میروند.
یکی از این طراحان صاحب نفوذ که پوشاک خود را تحت نام تجاری تامی عرضه میکند تامی هیلفگر است که تقریبا بدون هیچ پشتوانه اقتصادی و تنها با اتکا به توانایی و استعداد خودش توانسته است در رقابت سخت و نفس گیر امروزی شرکت نماید و نام خود را در بالای لیست طراحان بزرگ پوشاک جای دهد.
توماس ژاکوب هیلفگر در 24 مارس 1951 در المیرا از توابع نیویورک به دنیا آمد. خانواده ایرلندی و کاتولیک هیلفگر، 9 فرزند داشت که تامی فرزند دوم خانواده به شمار میرفت. نکته جالبی که در مورد زندگی دوران کودکی او مشاهده میشود علاقه شدید او به خلق طرحهای نوین اما کودکانه لباسها بود. اینگونه که گفته میشود در زمان کودکی و نوجوانی تامی همیشه لباسهای خود و گاها خواهر و برادرهای کوچکترش را به دور از چشم دیگران برمیداشت و در فرصتی مناسب طرحهای خود را که بیشتر به پاره شدن و یا غیر قابل مصرف شدن لباسها میانجامید، بر روی آنها پیاده میکرد. این مساله به شدت خشم پدر و مادر و اطرافیان را برانگیخته بود و همیشه موجب تنبیه سخت او میشد.
در سن 18 سالگی همزمان با پایان دوره دبیرستان تامی تصمیم گرفت که به جای ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل، وارد بازار کار شود و استعداد خود را در این زمینه امتحان نماید. از همین رو مغازه کوچکی برای خود دست و پا کرد و به کار مشغول شد. کار او اینگونه آغاز شد که هفته به هفته به شهر نیویورک میرفت و شلوار جین و کتان خریداری میکرد و برای فروش به اهالی شهر کوچکشان به مغازه میآورد. او که همیشه سلیقه مردم برایش از اهمیت بالایی برخوردار بود سعی داشت تا همیشه شلوارهای مورد دلخواه و سفارش داده شده مشتریانش را هر طور که شده تهیه کند و به دست آنها برساند. او حتی نام مغازه کوچکش را (محل مردم) نهاد تا جلوه بیشتری به این مساله بخشد.
در این مدت که او همواره به دنبال برآوردن سفارشات مشتریان بود دریافت که طرحهای موجود در بازار نمیتواند جوابگوی نیازهای مصرفکنندگان باشد و ظهور طرحهای جدید با رنگ و مدلهای متفاوت را به شدت ضروری میپنداشت. از این رو در سن 25 سالگی تصمیم گرفت تا به همراه همسرش سوزی به نیویورک رود و توانایی خود را در طراحی امتحان نماید.
ورود تامی به نیویورک و آشنایی او با ماهان مورجانی که خود امتیاز طرح شلوار جین گلوریا واندربلیت را در اختیار داشت، نقطه مهمی در زندگی تامی به حساب میآید.
او که ایده و طرحهای بسیاری در ذهن داشت به کمک دو تن از دوستانش کمپانی مورجانی را که در معرض ورشگستگی بود خریداری نمود و یکسال بعد آن را با نام «Tommy Hilfiger Inc» به ثبت رساند. اندکی بعد با به بازار فرستادن طرحهای تامی و جلب نظر بسیاری از مصرف کنندگان روزهای شهرت هیلفگر آغاز شد و در عرض مدت کوتاهی کمپانی را به سهامی عام مبدل ساخت و وارد بورس کرد.
از آن دوران تا به امروز تنوع مدلهای جدید تامی به حدی بوده است که کارشناسان این حرفه هیلفگر را در لیست چهار طراح بزرگ ایالات متحده جای دادهاند و در چند سال پیاپی او را طراح شماره یک خواندهاند. طرحهای او که ابتدا تنها محدود به شلوارهای جین میشد، امروزه وسعت بینظیری گرفتهاند و در مدلهای کتان و اسپرت، لباس های زنانه، کودکانه، کفش های مردانه و زنانه، عینک، خوشبو کنندههای مختلف و حتی در مبلمان خانه نیز مشاهده میشوند.
هیلفگر که تجارت خود را در یک مغازه کوچک محلی آغاز کرده بود حال نام تجاری خود را تقریبا در تمامی اذهان خانوادهها جای داد و شهرت آن را بیش از پیش کرده است.
اگر چه اکثر مصرفکنندگان نام تامی را میشناسند نه هیلفگر را، اما نکته مهم اینجاست که عدم آشنایی با فرد شماره یک پشت این نام تجاری هرگز باعث نشده است که آنها لحظهای از حرکت در مسیری که فکر این فرد آن را آماده ساخته است باز بمانند.
استقبال فراوان مردم از برند تامی سبب شده است تا مراکز مختلفی چون موسسه طرح و مدل آمریکایی هر ساله نام هیلفگر را در بالای لیست خود جای دهند و به سبب پیشرفتهای هر روزهاش هدایایی به او تقدیم نمایند.
در حال حاضر این طراح میلیاردر به همراه همسر و چهار فرزندش در گرینویچ مشغول گذراندن روزهای خوش و به یاد ماندنی زندگی است.